خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از لطف خداوند سخن میگوید که به او مقام شاهی عطا کرده است. او از ناملایمات روزگار و نوسانهای زندگی (سفیدی و سیاهی) شکایت دارد و خود را فردی ناتوان میداند که در تباهی افتاده است. همچنین به بیوفایی دیگران اشاره میکند و در پایان، از شرح حال خود به اختصار سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و ترکیبات به کار رفته نیاز به دانش زبانی بالاتری دارند.
شماره ٣٠٧ - شهریارا بدان خدای که او
شهریارا بدان خدای که او
از جهانت گزید و شاهی داد ۱
روز و شب را زخم نیل فلک
هم سفیدی و هم سیاهی داد ۲
ز بر آسمان و زیر زمین
گاه قسمت بماه و ماهی داد ۳
که مرا مر کبیست کز سستی
تن بیکباره در تباهی داد ۴
کرده بر خویشتن خری ثابت
هر که بر اسبیش گواهی داد ۵
باز ماند رهی ز راه گرش
باره باد پا نخواهی داد ۶
نظری کن که بنده ابن یمین
شرح احوال خود کماهی داد ۷
از جهانت گزید و شاهی داد ۱
روز و شب را زخم نیل فلک
هم سفیدی و هم سیاهی داد ۲
ز بر آسمان و زیر زمین
گاه قسمت بماه و ماهی داد ۳
که مرا مر کبیست کز سستی
تن بیکباره در تباهی داد ۴
کرده بر خویشتن خری ثابت
هر که بر اسبیش گواهی داد ۵
باز ماند رهی ز راه گرش
باره باد پا نخواهی داد ۶
نظری کن که بنده ابن یمین
شرح احوال خود کماهی داد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٣٠۶ - شاها کمینه بنده میمون جناب تو
گوهر بعدی:شماره ٣٠٨ - شنیده ام که در ایام بعد هر بندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.