خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش شخصی به نام جلال دولت و دین یونس ایجهان کرم میپردازد. او را به عنوان فردی جوانمرد، فضیلتمند و بخشنده توصیف میکند که نظیرش در جهان یافت نمیشود. شاعر از کرم، مکارم اخلاقی و فضایل او سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس مانند او در جهان دیده نشده است.
این متن یک شعر کلاسیک است که ممکن است برای درک کامل معانی و مفاهیم آن، به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز باشد. همچنین، استفاده از واژگان و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ٢۶۵ - جلال دولت و دین یونس ایجهان کرم
جلال دولت و دین یونس ایجهان کرم
توئی که چون تو جوانمرد چرخ پیر ندید ۱
فلک بگرد زمین با هزار دیده بگشت
بجز بدیده احوال ترا نظیر ندید ۲
سپاه مکرمت و فضل را مناسب حال
بغیر ذات شریفت خرد امیر ندید ۳
زرشک بحر کفت هیچ دیده ز ابر بهار
برون ز گریه و سوز دل و نفیر ندید ۴
بقحط سال مروت امید ابن یمین
چو ذیل همت تو هیچ دستگیر ندند ۵
بر استان تو چون عرض کرد حاجت خویش
مکارم تو ز انجاح آن گزیر ندید ۶
هزار سال بمانی که در جهان کرم
بجز شمایل تو عقل دلپذیر ندید ۷
توئی که چون تو جوانمرد چرخ پیر ندید ۱
فلک بگرد زمین با هزار دیده بگشت
بجز بدیده احوال ترا نظیر ندید ۲
سپاه مکرمت و فضل را مناسب حال
بغیر ذات شریفت خرد امیر ندید ۳
زرشک بحر کفت هیچ دیده ز ابر بهار
برون ز گریه و سوز دل و نفیر ندید ۴
بقحط سال مروت امید ابن یمین
چو ذیل همت تو هیچ دستگیر ندند ۵
بر استان تو چون عرض کرد حاجت خویش
مکارم تو ز انجاح آن گزیر ندید ۶
هزار سال بمانی که در جهان کرم
بجز شمایل تو عقل دلپذیر ندید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٢۶۴ - جهان کشور دانش شه ممالک فضل
گوهر بعدی:شماره ٢۶۶ - جاهل از بهر که و هیزم و بهر علفست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.