خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن حکایتی را نقل میکند که در آن طبیبی بزرگ توصیه میکند اگر کسی از درد ناشی از غذای غلیظ در شکم رنج میبرد، باید چشمهایش را درمان کرد، زیرا اگر او غذای غلیظ را میدید، چرا آن را میخورد. این متن به شکلی طنزآمیز به بیخردی انسان در انتخابهایش اشاره دارد.
متن دارای محتوای طنز و اخلاقی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و جذاب خواهد بود. همچنین، استفاده از استعاره و زبان ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ٢٢٣ - از طبیبی شنیده ام روزی
از طبیبی شنیده ام روزی
کاوستاد بزرگ بود آن مرد ۱
گفت آنرا که در شکم ناگاه
از غذای غلیظ پیچد درد ۲
کر طبیبش معالجی نیکست
چشم او را علاح باید کرد ۳
زانکه چشم وی آن غذای غلیظ
گر همی دید پس چرا میخورد ۴
کاوستاد بزرگ بود آن مرد ۱
گفت آنرا که در شکم ناگاه
از غذای غلیظ پیچد درد ۲
کر طبیبش معالجی نیکست
چشم او را علاح باید کرد ۳
زانکه چشم وی آن غذای غلیظ
گر همی دید پس چرا میخورد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٢٢٢ - آنها که داشتند شدند و گذاشتند
گوهر بعدی:شماره ٢٢۴ - آصف ثانی علاء دولت و دین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.