خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیعدالتی و ستم فلک و تقدیر شکایت میکند و بیان میکند که در مدت زمان کوتاهی، شور و شر بسیاری برانگیخته شده است. او اسباب خود را به تاراج داده و سپس قوت و رمق باقیمانده را نیز از دست داده است. در نهایت، او تقدیر را به خدا نسبت میدهد و میپرسد که فلک و ستارگان چه هستند و چه نقشی در این بیعدالتی دارند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ٢٢٠ - انصاف فلک بین که درینمدت اندک
انصاف فلک بین که درینمدت اندک
چه شور برانگیخت ز بیداد و چه شر کرد ۱
اسباب مرا داد بتاراج و پس آنگه
سد رمق قوت حواله بجگر کرد ۲
گردون چه بود چیست ستاره چه بود چرخ
تقدیر خدا بود حواله بقدر کرد ۳
چه شور برانگیخت ز بیداد و چه شر کرد ۱
اسباب مرا داد بتاراج و پس آنگه
سد رمق قوت حواله بجگر کرد ۲
گردون چه بود چیست ستاره چه بود چرخ
تقدیر خدا بود حواله بقدر کرد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٢١٩ - از ابن یمین سؤال کردند
گوهر بعدی:شماره ٢٢١ - ای دل آخر ترا که باد هوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.