خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از همراهی و وعدههای صاحبهمت خود سخن میگوید و بیان میکند که به دلیل تحقق نیافتن وعدهها، از شادی و آرزوهایش کاسته شده است. او همچنین به تواناییهای خود در سایهی حمایت صاحبهمت اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ١٣٣ - صاحبا همت تو یکچندی
صاحبا همت تو یکچندی
بمواعید شادمانم داشت ۱
و آرزوی محال چون سایه
بر پی مهر تو دوانم داشت ۲
وعده را چون ندیدم انجازی
راستی را خرد برانم داشت ۳
که بگویم که من بدولت تو
چون تو صدها چنین توانم داشت ۴
بمواعید شادمانم داشت ۱
و آرزوی محال چون سایه
بر پی مهر تو دوانم داشت ۲
وعده را چون ندیدم انجازی
راستی را خرد برانم داشت ۳
که بگویم که من بدولت تو
چون تو صدها چنین توانم داشت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ١٣٢ - شکر ایزد اگر نماند زرم
گوهر بعدی:شماره ١٣۴ - صاحبا بنده را بخدمت تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.