خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شهریار کامکار میخواهد که سخنی از ابن یمین را بشنود و پاسخ دهد. او بیان میکند که شهریار را قبلهگاه جان خود قرار داده است تا همیشه فال نیک بزند و سعادت را در چهره او ببیند. شاعر تأکید میکند که شهریار نیکخواه اوست و هرچه بخواهد محقق میشود، و آرزو میکند که هیچ چشم بدی به او نرسد.
این متن یک شعر کلاسیک فارسی است که دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است و درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. بنابراین برای نوجوانان و بزرگسالانی که با این سبک آشنا هستند مناسب است.
شماره ١٣١ - شهریارا کامکارا یک سخن ز ابن یمین
شهریارا کامکارا یک سخن ز ابن یمین
بشنو و پاسخ بگو ای جان فدای پاسخت ۱
قبله جان از جهان ز آن کرد درگاه ترا
تا همی بیند بفال سعد روی فرخت ۲
نیکخواه تست و خواهد بود چون داری روا
کو بود بیموجیی چون چشم بد دور از رخت ۳
بشنو و پاسخ بگو ای جان فدای پاسخت ۱
قبله جان از جهان ز آن کرد درگاه ترا
تا همی بیند بفال سعد روی فرخت ۲
نیکخواه تست و خواهد بود چون داری روا
کو بود بیموجیی چون چشم بد دور از رخت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ١٣٠ - شنیدم صفات تو عاشق شدم
گوهر بعدی:شماره ١٣٢ - شکر ایزد اگر نماند زرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.