خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به ارزش هنر و شعر در مقایسه با معاش و مادیات می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که برخی هنر را نمی‌شناسند و گفتار زیبا را نمی‌فهمند، در حالی که هنر واقعی در بیان شاعرانه و فصاحت نهفته است. همچنین، اشاره می‌کند که بزرگان جهان ممکن است هنری نداشته باشند و گوهرهای نفیس گاهی زیر خاشاک پنهان می‌مانند. در نهایت، اوصاف بزرگان را با سخن راست نمی‌توان توصیف کرد و تربیت اهل سخن بسیار والاست.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ١٠١ - جمعی که رباعی ز غزل باز ندانند

جمعی که رباعی ز غزل باز ندانند
گفتار چنانهاست که شایسته و زیباست ۱

اینست هنرشان که بیان کردم و آنگاه
اسباب معاش همه از شعر مهیاست ۲

وانکو بهنر همچو صدف زیور دل بست
خاموش چو ماهی ز چنان شاعر گویاست ۳

از ملک فصاحت بکناری شدن اولیست
اکنون ز میان فرق بیکبار چو برخاست ۴

نزدیک بزرگان جهان گر هنری نیست
آری چه توان کرد جهان صورت دریاست ۵

گوهر که نفیس است ز خاشاک بزیرست
خاشاک خسیس از گهرش مرتبه بالاست ۶

اوصاف بزرگان بسخن راست نیاید
از تربیت اهل سخن آنهمه والاست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ١٠٠ - جمعی اقاربم طمع خام بسته اند
گوهر بعدی:شماره ١٠٢ - چنان سزد که ز کار جهان نفور بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.