خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید. او از زیباییهای معشوق، از جمله حسن خلق، زیبایی صورت، و مهربانیهایش تعریف میکند و بیان میکند که اگر معشوق اجازه میداد، او را با القاب زیبا مانند "جان"، "جهان"، و "ماه آسمان" میخواند. شاعر همچنین از فداکاری و عشق بیشائبه خود سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۳ - جان به چشمم در نیاید ور نه جانت خواندمی
جان به چشمم در نیاید ور نه جانت خواندمی
خوش تر از جان هم ندانم تا چسانت خواندمی ۱
جان ندارد هیچ وزنی بی ثبات اندر جهان
ورنه ای جان و جهان جان و جهانت خواندمی ۲
حسن خلق عالم ار گشتی مجسم پیکری
از لطافت اندرآن پیکر روانت خواندمی ۳
ای چراغ جان اگر پروانه دادی حسن تو
در شبستان صفا شمع روانت خواندمی ۴
گر نسفتی لعل در بار تو را الماس نطق
عقل باور داشتی گر بی دهانت خواندمی ۵
پای سرو از شرم قدت گر به گل در نیستی
در سرم گشتی که سرو بوستانت خواندمی ۶
گر نبودی حسن ماه آسمانی مستعار
روی آن داری که ماه آسمانت خواندمی ۷
چون نمک داری جگر کردم کباب از بهر تو
سر فرو ناری و گرنه میهمانت خواندمی ۸
جان طلب گر کرده ای ز ابن یمین بی کین دل
کرد می تسلیم و ماه مهربانت خواندمی ۹
خوش تر از جان هم ندانم تا چسانت خواندمی ۱
جان ندارد هیچ وزنی بی ثبات اندر جهان
ورنه ای جان و جهان جان و جهانت خواندمی ۲
حسن خلق عالم ار گشتی مجسم پیکری
از لطافت اندرآن پیکر روانت خواندمی ۳
ای چراغ جان اگر پروانه دادی حسن تو
در شبستان صفا شمع روانت خواندمی ۴
گر نسفتی لعل در بار تو را الماس نطق
عقل باور داشتی گر بی دهانت خواندمی ۵
پای سرو از شرم قدت گر به گل در نیستی
در سرم گشتی که سرو بوستانت خواندمی ۶
گر نبودی حسن ماه آسمانی مستعار
روی آن داری که ماه آسمانت خواندمی ۷
چون نمک داری جگر کردم کباب از بهر تو
سر فرو ناری و گرنه میهمانت خواندمی ۸
جان طلب گر کرده ای ز ابن یمین بی کین دل
کرد می تسلیم و ماه مهربانت خواندمی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۲ - جانا رخ چون بهار بنمای
گوهر بعدی:شماره ۳۰۴ - جانا چه کرده ایم که از ما بریده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.