خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق شکایت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که نزد او بیاید. او از دوری معشوق رنج می‌برد و می‌پرسد چرا راه آشنایی را بسته‌ای. شاعر معشوق را ستایش می‌کند و می‌گوید که هر چه از او بگوید شیرین است. او همچنین از دوستان ناسازگار شکایت می‌کند و می‌گوید که معشوق بر جان او حکومت می‌کند. در پایان، شاعر اشاره می‌کند که اگر معشوق رند و می‌پرست باشد، پارسایی برای عاشقان زیبنده نیست.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رند و می‌پرست بودن معشوق ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۰۱ - بگو ای ماه تابان تا کجائی

بگو ای ماه تابان تا کجائی
که یکدم نزد مشتاقان نیائی ۱

چو من بهر توأم بیگانه از خویش
چرا بستی طریق آشنائی ۲

بگو ز آن لب سخن گر نیک و گر بد
که چون طوطی به جز شکر نخائی ۳

مرا کی ماجرا سخت آید از تو
که تو سر تا قدم عین صفائی ۴

ز دست دوستان زهر هلاهل
کند چون نوشدارو جانفزائی ۵

ترا بر جان ما فرمان روانست
که تو شاهی و ما مشت گدائی ۶

اگر معشوق رند و می پرستست
نزیبد عاشقانرا پارسائی ۷

مگر وقتی بتن ابن یمین را
ضرورت افتد از کویت جدائی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - تو آن نئی که ندانی طریق دلداری
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - جانا رخ چون بهار بنمای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.