خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی‌های معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر از صورت و سخنان معشوق، گلزار رخسارش، و ویژگی‌های فیزیکی مانند ابرو و بالای بلندش تمجید می‌کند. همچنین، از غم و روانی که معشوق بر او تحمیل کرده سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که دلش را شاد کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا غیرجذاب باشد. همچنین، درک عمیق از ادبیات کلاسیک و تشبیهات پیچیده نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.

مشاهده کامل

شماره ۲۷۳ - ایعارض مه پیکر تو صورت جانی

ایعارض مه پیکر تو صورت جانی
وی پسته شیرین سخنت شور جهانی ۱

گلزار رخت هست چنان تازه بهاری
کورا خللی نیست زهر باد خزانی ۲

تابان رخ چونماه تو از زلف چو عقرب
چون نور یقینی ز پس تیره گمانی ۳

تا چشم خوشت تیر گشاید ز کمینی
ابروی تو پیوسته کشیدست کمانی ۴

بالای بلند خوش تو وقت خرامش
دانی چه بود راست یکی سرو روانی ۵

مائیم و روانی و غمت آمده بر لب
سودیست از آنمایه وزینگونه زیانی ۶

گر سر رود اندر سر سودات چه با کست
گر حکم کنی بر تو فشانیم روانی ۷

مسکین دلم از حسن تو تا یافت نشانی
در عالم ازو نیست کنون نام و نشانی ۸

گر ابن یمین را ز لبت کام نبخشی
باری دل او شاد همی کن بزبانی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - ایزلف تو سر تا قدم آشوب جهانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.