خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به توصیف عشق و دلدادگی شاعر به معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا مانند مقایسه معشوق با شیرین و خود با فرهاد، غمزههای معشوق را به تیر بلا تشبیه میکند که دل عشاق را نشانه گرفته است. همچنین، از سوز دل، اشکهای بیپایان و تلاش بیثمر در یافتن آرامش سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سوز دل و عشق نافرجام ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۶۸ - شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه
شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه
در عشق تو گشتیم چو فرهاد فسانه ۱
تا غمزه مست تو کمان ساخت ز ابرو
شد تیر بلا را دل عشاق نشانه ۲
سوز دل من شعله زد از اشک دمادم
کس دید که آتش زند از آب زبانه ۳
ای بس که دلم در طلب چشمه نوشت
در بادیه فکر فرو برد گمانه ۴
در دام بلا دانه خال توام افکند
ای بس که فتد مرغ بدام از پی دانه ۵
زان بر جگرم آب نماندست که چشمم
از گوهر شهوار بپرداخت خزانه ۶
فرقی که میان سر زلف تو و مشکست
فرقیست که مشاطه کند راست بشانه ۷
با عارض گلگون و قدر است چو سروت
از سرو وز گل ابن یمین کرد کرانه ۸
هرگز نرود بهر تماشا سوی صحرا
آنکس که تماشاگه او هست بخانه ۹
در عشق تو گشتیم چو فرهاد فسانه ۱
تا غمزه مست تو کمان ساخت ز ابرو
شد تیر بلا را دل عشاق نشانه ۲
سوز دل من شعله زد از اشک دمادم
کس دید که آتش زند از آب زبانه ۳
ای بس که دلم در طلب چشمه نوشت
در بادیه فکر فرو برد گمانه ۴
در دام بلا دانه خال توام افکند
ای بس که فتد مرغ بدام از پی دانه ۵
زان بر جگرم آب نماندست که چشمم
از گوهر شهوار بپرداخت خزانه ۶
فرقی که میان سر زلف تو و مشکست
فرقیست که مشاطه کند راست بشانه ۷
با عارض گلگون و قدر است چو سروت
از سرو وز گل ابن یمین کرد کرانه ۸
هرگز نرود بهر تماشا سوی صحرا
آنکس که تماشاگه او هست بخانه ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۷ - سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده
گوهر بعدی:شماره ۲۶۹ - فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.