خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر شاعر را توصیف میکند. شاعر از مو و روی معشوق به عنوان نمادهای جذابیت و اغواگری یاد میکند و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند شمع، ماه، و آفتاب بیان میکند. در نهایت، شاعر از درد عشق و اندوه خود سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۲۵۶ - مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو
مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو
دستگیر دل گه آشفتگی گیسوی تو ۱
هر که دید آن موی و رو در کفر و در اسلام گفت
صبح اسلام است و شام کفر روی و موی تو ۲
پیش شمع روی تو مهر فلک پروانه ایست
جفت شد ماه نو از طاق خم ابروی تو ۳
آفتاب نور بخشی سایه از من وامدار
تا شوم ذره صفت اندر هوای کوی تو ۴
با دل شوریده گفتم بر سر خوان امید
جز جگر ما را نصیبی نیست از پهلوی تو ۵
پیش تیر غمزه خوبان سپر گشتن ز عشق
و آن کمان بالاترست از قوت بازوی تو ۶
گفت کای ابن یمین از من مبین اندوه خویش
دیده میآرد بلاهم سوی من هم سوی تو ۷
دستگیر دل گه آشفتگی گیسوی تو ۱
هر که دید آن موی و رو در کفر و در اسلام گفت
صبح اسلام است و شام کفر روی و موی تو ۲
پیش شمع روی تو مهر فلک پروانه ایست
جفت شد ماه نو از طاق خم ابروی تو ۳
آفتاب نور بخشی سایه از من وامدار
تا شوم ذره صفت اندر هوای کوی تو ۴
با دل شوریده گفتم بر سر خوان امید
جز جگر ما را نصیبی نیست از پهلوی تو ۵
پیش تیر غمزه خوبان سپر گشتن ز عشق
و آن کمان بالاترست از قوت بازوی تو ۶
گفت کای ابن یمین از من مبین اندوه خویش
دیده میآرد بلاهم سوی من هم سوی تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۵ - سنبل است آن بنا گوش سمن سیمای تو
گوهر بعدی:شماره ۲۵۷ - نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فرو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.