خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق خود میپردازد و از زیباییهای ظاهری و باطنی او سخن میگوید. شاعر از چشمان مست، موهای مشکی، و رخسار ماهگونه معشوق یاد میکند و احساسات عمیق خود را بیان میدارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۴۲ - عارضست آن یا گل سیراب بر برگ سمن
عارضست آن یا گل سیراب بر برگ سمن
قامتست این یا قد شمشاد یا سرو چمن ۱
گفتم اندر وصف آنشیرین دهن رانم سخن
خود سخن در وی نمیگنجد ز تنگی دهن ۲
در دلم مهر رخ چون ماهش امروزی مدان
سالها شد تا همی تابد سهیل اندر یمن ۳
با رخش نوری ندارد چون چراغ نیمروز
پرتو اینشمع زرین پیکر مینا لگن ۴
گر چه چشم مست او کشتم بکین اما مرا
تا ابد خواهد دمیدن بوی مهرش از کفن ۵
عاشقانرا بوی زلفت ای بت یوسف جمال
هست چون یعقوب کنعانرا نسیم پیرهن ۶
زلف چون شام ترا اگر مشک میگویم خطاست
چون زهر چین خیزدش صد نافه مشک ختن ۷
در دل ابن یمین مهر رخ چون ماه تو
خوشترست از روشنی در چشم و روح اندر بدن ۸
قامتست این یا قد شمشاد یا سرو چمن ۱
گفتم اندر وصف آنشیرین دهن رانم سخن
خود سخن در وی نمیگنجد ز تنگی دهن ۲
در دلم مهر رخ چون ماهش امروزی مدان
سالها شد تا همی تابد سهیل اندر یمن ۳
با رخش نوری ندارد چون چراغ نیمروز
پرتو اینشمع زرین پیکر مینا لگن ۴
گر چه چشم مست او کشتم بکین اما مرا
تا ابد خواهد دمیدن بوی مهرش از کفن ۵
عاشقانرا بوی زلفت ای بت یوسف جمال
هست چون یعقوب کنعانرا نسیم پیرهن ۶
زلف چون شام ترا اگر مشک میگویم خطاست
چون زهر چین خیزدش صد نافه مشک ختن ۷
در دل ابن یمین مهر رخ چون ماه تو
خوشترست از روشنی در چشم و روح اندر بدن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کن
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - کار عشاق است جان در عشق جانان باختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.