خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به توصیف عشق و دیوانگی ناشی از آن میپردازد. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دلش سخن میگوید و عقل را در برابر عشق ناتوان میداند. شاعر همچنین اشاره میکند که هر سخنی که در آن داستان عشق نباشد، بیارزش است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۳۹ - زلف و رخسار تو دانی بچه مانند بخون
زلف و رخسار تو دانی بچه مانند بخون
بشنو از ابن یمین تا دهدت شرح که چون ۱
این چو خونست ولی ناشده در نافه هنوز
و آن چو خونست ولی آمده از نافه برون ۲
دل دیوانه من تا ز رخ و طره او
دید بر گرد سمن سلسله غالیه گون ۳
عزم کردست که رغم خرد کار افزای
نرود تا بتواند بجز از راه جنون ۴
هر حدیثی که درو قصه لیلی نبود
ور خود آن وحی بود جمله فسانه است و فسون ۵
عقل کار آگه من در هوس لعل لبش
هیچ دانی بچه از پای در افتاد نگون ۶
لعل او باده نابست و مرا عقل ضعیف
عقل باشد همه وقتی بکف باده زبون ۷
بشنو از ابن یمین تا دهدت شرح که چون ۱
این چو خونست ولی ناشده در نافه هنوز
و آن چو خونست ولی آمده از نافه برون ۲
دل دیوانه من تا ز رخ و طره او
دید بر گرد سمن سلسله غالیه گون ۳
عزم کردست که رغم خرد کار افزای
نرود تا بتواند بجز از راه جنون ۴
هر حدیثی که درو قصه لیلی نبود
ور خود آن وحی بود جمله فسانه است و فسون ۵
عقل کار آگه من در هوس لعل لبش
هیچ دانی بچه از پای در افتاد نگون ۶
لعل او باده نابست و مرا عقل ضعیف
عقل باشد همه وقتی بکف باده زبون ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - چنان بخون دلم در زد آن پسر ناخن
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.