خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از آمدن بهار و فرصت نوشیدن شراب و شادی سخن میگوید. او به رندی و مستی اشاره میکند و از عشق و موسیقی به عنوان همراهان این لحظات یاد میکند. شاعر از دوستش میخواهد که یادش را زنده نگه دارد و با هم راهی را ادامه دهند. همچنین، او از ساقی میخواهد که در زمان گل، شراب گلگون بدهد و از مطرب میخواهد که آهنگ عشاق را بنوازد تا با نوای چنگ و نی، ساغر را بردارند.
متن شامل اشارههایی به مصرف شراب و مستی است که موضوعاتی بزرگسالانه محسوب میشوند. همچنین، مضامین عاشقانه و رندی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۲۳ - نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
طرب را طالع ثابت ز جرم طبع وی گیریم ۱
قبای رندی و مستی کجا بر قد ما زیبد
اگر خشت سر خم را کم از دیهیم کی گیریم ۲
ز دستت کی دهم ایجان چنان یاد آر هم آخر
که پای از دست نگذاریم وزآن پس راه پی گیریم ۳
بده ساقی می گلگون خصوصا در زمان گل
بروی گل که میداند ازین پس جام می گیریم ۴
بزن مطرب ره عشاق کاندر سر همیگردد
که با ابن یمین ساغر ببانگ چنگ و نی گیریم ۵
طرب را طالع ثابت ز جرم طبع وی گیریم ۱
قبای رندی و مستی کجا بر قد ما زیبد
اگر خشت سر خم را کم از دیهیم کی گیریم ۲
ز دستت کی دهم ایجان چنان یاد آر هم آخر
که پای از دست نگذاریم وزآن پس راه پی گیریم ۳
بده ساقی می گلگون خصوصا در زمان گل
بروی گل که میداند ازین پس جام می گیریم ۴
بزن مطرب ره عشاق کاندر سر همیگردد
که با ابن یمین ساغر ببانگ چنگ و نی گیریم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - من عاشق و رند و می پرستم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - ای روی دلربای تو باغ و بهار حسن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.