خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید و از رنجها و بیقراریهای ناشی از این عشق شکایت میکند. او از جفاهای معشوق، اسیر شدن در دام زلف او، و بیخوابی و بیقراری خود مینالد. شاعر حتی بهشت را بدون معشوق بیارزش میداند و از رشک رقیبان نیز در عذاب است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.
شماره ۲۲۱ - من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
من از جفای تو ایجان نازنین چکنم ۱
مرا چو چین سر زلف تو بدام آورد
نظر بدانه خال بتان چین چکنم ۲
من از هوای تو بیخواب و بی خورم شب و روز
بگو مسیح بما تا دوای این چکنم ۳
چو نیست قدرت آنم کت آستان بوسم
بخون دل نکنم رنگ آستین چکنم ۴
بروز حشر گرم بی تو در بهشت آرند
چه جای حور بود جنت برین چکنم ۵
گشاده ابروی مشکین تو کمان ستم
گشاد بر دل من ناوک از کمین چکنم ۶
کرشمه ئی سوی ابن یمین نهان کردی
اگر رقیب بدیدست گو ببین چکنم ۷
من از جفای تو ایجان نازنین چکنم ۱
مرا چو چین سر زلف تو بدام آورد
نظر بدانه خال بتان چین چکنم ۲
من از هوای تو بیخواب و بی خورم شب و روز
بگو مسیح بما تا دوای این چکنم ۳
چو نیست قدرت آنم کت آستان بوسم
بخون دل نکنم رنگ آستین چکنم ۴
بروز حشر گرم بی تو در بهشت آرند
چه جای حور بود جنت برین چکنم ۵
گشاده ابروی مشکین تو کمان ستم
گشاد بر دل من ناوک از کمین چکنم ۶
کرشمه ئی سوی ابن یمین نهان کردی
اگر رقیب بدیدست گو ببین چکنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - من عاشق و رند و می پرستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.