خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان هنرها و تلاشهای خود در زمینههای مختلف مانند سخنوری، کسب فضیلت، و مبارزه پرداخته است. او از تلاشهای شبانهروزی خود برای پالایش دل و کسب هنر میگوید و ادعا میکند که در میان همتایان خود سرآمد است. همچنین، او از رنجها و سختیهای کشیده شده در این مسیر سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۰۵ - تا من زبان چو بلبل خوشگو گشوده ام
تا من زبان چو بلبل خوشگو گشوده ام
گلزار فضل را بصد الحان ستوده ام ۱
در کسب هر هنر که ز مردی و مردمیست
کوشیده ام چو منقلب آن شنوده ام ۲
هر نیمشب بآه دل سوزناک خویش
زنگ هوا ز آینه دل زدوده ام ۳
از بهر رنگ و بوی چو زلف سمنبران
آشفته روزگار و پریشان نبوده ام ۴
وقت جدال در خم چوکان آسمان
گوی هنر ز جمله اقران ربوده ام ۵
در باغ فضل ز آتش طبع چو آب خویش
همچون خلیل سنبل و ریحان نموده ام ۶
داند خرد که پایه تخت سخنوری
بر اوج تاج تارک کیوان بسوده ام ۷
داماد نو عروس سخن بوده ام و لیک
رخسار او بناخن حرمان شخوده ام ۸
ابن یمین مکار بجز تخم نیک از آنک
من آنچه کشته ام بر از آنسان دروده ام ۹
گلزار فضل را بصد الحان ستوده ام ۱
در کسب هر هنر که ز مردی و مردمیست
کوشیده ام چو منقلب آن شنوده ام ۲
هر نیمشب بآه دل سوزناک خویش
زنگ هوا ز آینه دل زدوده ام ۳
از بهر رنگ و بوی چو زلف سمنبران
آشفته روزگار و پریشان نبوده ام ۴
وقت جدال در خم چوکان آسمان
گوی هنر ز جمله اقران ربوده ام ۵
در باغ فضل ز آتش طبع چو آب خویش
همچون خلیل سنبل و ریحان نموده ام ۶
داند خرد که پایه تخت سخنوری
بر اوج تاج تارک کیوان بسوده ام ۷
داماد نو عروس سخن بوده ام و لیک
رخسار او بناخن حرمان شخوده ام ۸
ابن یمین مکار بجز تخم نیک از آنک
من آنچه کشته ام بر از آنسان دروده ام ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۴ - تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام
گوهر بعدی:شماره ۲۰۶ - خیال روی تو هر شب بخواب میجویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.