خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که از رنجهای عشق و فرار از دردهای آن سخن میگوید. شاعر از دلبستگی به معشوق و رنجهای ناشی از هجران مینالد و تأکید میکند که با وجود تمام سختیها، از عشقش دست نخواهد کشید. همچنین، اشارهای به فرار از مادیات و ثروت در برابر عشق حقیقی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج عشق و هجران ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۷۲ - صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریز
صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریز
جان هم از تن دارد از بیداد او سر در گریز ۱
ای دل دیوانه افتادی به بند زلف او
صد رهت گفت از آن آشوب و شور و شر گریز ۲
هر کرا با خصم بالا دست کاری اوفتاد
گر ندارد تاب کوشش باشدش بهتر گریز ۳
جان من از وصل جانان بود با من آشنا
اینزمان بیگانه شد از هجر و کرد از سر گریز ۴
بر نگیرم سر ز پایش گر شود چون خاک پست
من ز بیم سر نجویم هرگز از دلبر گریز ۵
چون ز اشک و چهره با من دید سیم و زر گریخت
کس نجوید غیر او هرگز ز سیم و زر گریز ۶
کام دل در عشقش از کام نهنگ ار ممکن است
در نهد ابن یمین تا ناورد سر در گریز ۷
جان هم از تن دارد از بیداد او سر در گریز ۱
ای دل دیوانه افتادی به بند زلف او
صد رهت گفت از آن آشوب و شور و شر گریز ۲
هر کرا با خصم بالا دست کاری اوفتاد
گر ندارد تاب کوشش باشدش بهتر گریز ۳
جان من از وصل جانان بود با من آشنا
اینزمان بیگانه شد از هجر و کرد از سر گریز ۴
بر نگیرم سر ز پایش گر شود چون خاک پست
من ز بیم سر نجویم هرگز از دلبر گریز ۵
چون ز اشک و چهره با من دید سیم و زر گریخت
کس نجوید غیر او هرگز ز سیم و زر گریز ۶
کام دل در عشقش از کام نهنگ ار ممکن است
در نهد ابن یمین تا ناورد سر در گریز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - ساقیا خیز که گل عزم چمن دارد باز
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.