خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و از تأثیرات عمیق عشق و دلباختگی بر خود مینالد. استفاده از استعارههای زیبا مانند زلف یار، مهر، و خال عنبرین، نشاندهندهی عمق احساسات شاعر است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۱۰۸ - جز زلف یار غالیه بر روی مه که کرد
جز زلف یار غالیه بر روی مه که کرد
یا سایبان مهر ز شعر سیه که کرد ۱
گر می مدد ز لب لعل او نیافت
بر عقل کار دانش نگوئی که شه که کرد ۲
خوبان صفا ز پرتو روی تو میبرند
جز آفتاب تصفیه روی مه که کرد ۳
گر حسن دلفریب توام پیشوا نگشت
در کوی عاشقیت ترا سر بره که کرد ۴
جز زلف مشکبار تو تشویش من که داد
جز خال عنبرین تو حالم تبه که کرد ۵
از من بتهمت گنهی رخ بتافتی
گشتی زمن ملول و گرنه گنه که کرد ۶
گفتم نیاز ابن یمین بین و رحم کن
از نار سوی ابن یمین خود نگه که کرد ۷
یا سایبان مهر ز شعر سیه که کرد ۱
گر می مدد ز لب لعل او نیافت
بر عقل کار دانش نگوئی که شه که کرد ۲
خوبان صفا ز پرتو روی تو میبرند
جز آفتاب تصفیه روی مه که کرد ۳
گر حسن دلفریب توام پیشوا نگشت
در کوی عاشقیت ترا سر بره که کرد ۴
جز زلف مشکبار تو تشویش من که داد
جز خال عنبرین تو حالم تبه که کرد ۵
از من بتهمت گنهی رخ بتافتی
گشتی زمن ملول و گرنه گنه که کرد ۶
گفتم نیاز ابن یمین بین و رحم کن
از نار سوی ابن یمین خود نگه که کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - تا ز پیشم نازنین دلدار شد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - جز رخ یار من بهار که دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.