خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق یار مینالد و تأثیرات عمیق این جدایی را بر روح و روان خود توصیف میکند. او از بیتابی و بیصبری در فراق، تأثیر عشق بر زندگی و طبیعت اطرافش، و رازهای پنهان دل شکستهاش میگوید. همچنین، از جفای روزگار و بیعدالتیهای تقدیر شکایت میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غم هجران، همراه با استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفای روزگار و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۰۲ - با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد
با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد
کان قصه توانیم بصد سال بیان کرد ۱
از خانه دل رخت صبوری بدر انداخت
چه جای صبوری که از اینخانه روان کرد ۲
با باغ و بهار طربم آتش شوقت
آن کرد که با برگ رزان باد خزان کرد ۳
پیدا شد ازین اشک روان خلق جهانرا
رازیکه دل غمزده در پرده نهان کرد ۴
دریاب مرا بار دگر زنده کزین پس
هجران تو ای سرو روان قصد روان کرد ۵
چوگان قضا باز چو گوی ابن یمین را
سرگشته و برگشته در آفاق دوان کرد ۶
با ما سرگردون جفا پیشه چو خوش نیست
با خصم و بوی غیر مدارا چه توان کرد ۷
کان قصه توانیم بصد سال بیان کرد ۱
از خانه دل رخت صبوری بدر انداخت
چه جای صبوری که از اینخانه روان کرد ۲
با باغ و بهار طربم آتش شوقت
آن کرد که با برگ رزان باد خزان کرد ۳
پیدا شد ازین اشک روان خلق جهانرا
رازیکه دل غمزده در پرده نهان کرد ۴
دریاب مرا بار دگر زنده کزین پس
هجران تو ای سرو روان قصد روان کرد ۵
چوگان قضا باز چو گوی ابن یمین را
سرگشته و برگشته در آفاق دوان کرد ۶
با ما سرگردون جفا پیشه چو خوش نیست
با خصم و بوی غیر مدارا چه توان کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - بوئی که ز چین سر زلفت بمن آید
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - بازم از دیده در بار گهر میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.