خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که درد و رنج عشق را توصیف میکند. شاعر از فراق و دوری معشوق شکایت دارد و بیان میکند که درمان این درد در دست طبیب نیست. او از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دلش سخن میگوید و در نهایت، با اشاره به همنشینی با دوست و بیاعتنایی به رقیبان، به آرامش میرسد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۴۷ - در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست
در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست
درمان درد عشق به دست طبیب نیست ۱
ای زلف پر ز چین تو شام دل غریب
دانی که هیچ شام چو شام غریب نیست ۲
دریاب کز فراق تو یک لحظه نگذرد
کز خون دیده چهره ی زردم خضیب نیست ۳
در شرع واجبست زکاتی زهر نصاب
لیک از نصاب حسن تو ما را نصیب نیست ۴
گر من زعشق روی تو افغان کنم رواست
گل بی فغان و مشغله ی عندلیب نیست ۵
درد دلم ز لعل تو درمان پذیر شد
آری ز لعل منفعت دل عجیب نیست ۶
ساقی بیار باده که بر رغم دشمنان
با دوست همنشینم و ترس از رقیب نیست ۷
ابن یمین بپات در افکند سر ز مهر
گفتش خرد که در خور پای حبیب نیست ۸
درمان درد عشق به دست طبیب نیست ۱
ای زلف پر ز چین تو شام دل غریب
دانی که هیچ شام چو شام غریب نیست ۲
دریاب کز فراق تو یک لحظه نگذرد
کز خون دیده چهره ی زردم خضیب نیست ۳
در شرع واجبست زکاتی زهر نصاب
لیک از نصاب حسن تو ما را نصیب نیست ۴
گر من زعشق روی تو افغان کنم رواست
گل بی فغان و مشغله ی عندلیب نیست ۵
درد دلم ز لعل تو درمان پذیر شد
آری ز لعل منفعت دل عجیب نیست ۶
ساقی بیار باده که بر رغم دشمنان
با دوست همنشینم و ترس از رقیب نیست ۷
ابن یمین بپات در افکند سر ز مهر
گفتش خرد که در خور پای حبیب نیست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - دلا به دست گرفتی می این چه دستانست
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - دهن غنچه وشت پسته خندان منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.