این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف معشوق و ویژگیهای او میپردازد. در این شعر، معشوق با عناصری مانند ماه، هلال، یوسف مصر و سلیمان مقایسه شده و سخنان او به عنوان حجتی بر وجود و عدم توصیف میشود. همچنین، شاعر از غم و کشتگان غم سخن میگوید و در نهایت، به عشق و فداکاری در راه معشوق اشاره میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷ - پرتوی روی تو بر کسوت خوبی علم است
زلفت از غالیه بر ماه دو هفته رقم است ۱
چون خم ابروی مشکین تو مانند هلال
شود انگشت نما سوره ی نون والقلم است ۲
دهن تنگ تو چون لب به سخن بگشاید
سخنت حجت اثبات وجود و عدم است ۳
یوسف مصر وجودی و ز بس محتشمی
چون سلیمانت روان بر عقب از جان حشم است ۴
کشتگان غم خود را چو درآری بشمار
گر از ایشان بشمارد غمت این هم کرم است ۵
گر بکشتن برسد در قدمت ابن یمین
این چنین راه بسر گر نرود بی قدم است ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.