خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر یک غزل عاشقانه است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و تشبیهات هنرمندانه، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند. او معشوق را با عناصر طبیعی مانند خورشید، ماه، سرو و ثریا مقایسه میکند و از عشق و شیفتگی خود نسبت به او سخن میگوید.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و استفاده از صنایع ادبی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیباییهای آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰ - بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست
بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست
بلطف رسته دندان تو ثریا نیست ۱
توئی چو سرو ولی سرو ماهرخ نبود
توئی چو ماه ولی ماه سرو بالا نیست ۲
ز جان غلام قد همچو سرو آزادت
شدم ولی سخن راست با تو یارا نیست ۳
ز دست غم بر هم گر ترا بجانب من
نظر بعین عنایت بود فاما نیست ۴
از اینطرف که منم نیست در میان میلی
میان تست اگر هست لیک پیدا نیست ۵
بزلف کافرت ایمان ندارد ابن یمین
اگر چو زلف تو شوریده وش ز سودا نیست ۶
ز چین زلف تو هر حلقه ئی بدست دلیست
عجب که مملکت زنگبار یغما نیست ۷
بلطف رسته دندان تو ثریا نیست ۱
توئی چو سرو ولی سرو ماهرخ نبود
توئی چو ماه ولی ماه سرو بالا نیست ۲
ز جان غلام قد همچو سرو آزادت
شدم ولی سخن راست با تو یارا نیست ۳
ز دست غم بر هم گر ترا بجانب من
نظر بعین عنایت بود فاما نیست ۴
از اینطرف که منم نیست در میان میلی
میان تست اگر هست لیک پیدا نیست ۵
بزلف کافرت ایمان ندارد ابن یمین
اگر چو زلف تو شوریده وش ز سودا نیست ۶
ز چین زلف تو هر حلقه ئی بدست دلیست
عجب که مملکت زنگبار یغما نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفت
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.