خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن شعری است که در آن شاعر از ناله‌های عاشقانه و حالات روحی خود سخن می‌گوید. او از طبیعت و حیوانات به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند و در نهایت به یزدان (خدا) پناه می‌برد. شاعر تأکید می‌کند که در این راه تنها به خداوند اعتماد دارد و دیگران را در این مسیر شریک نمی‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

بخش ۴۳ - انجامش روزگار هرمس

مغنی بدان جرهٔ جان نواز
بر آهنگ ما نالهٔ نو بساز ۱

که گشتیم چون بلبل از ناله مست
بدان ناله زین ناله دانیم رست ۲

چو هرمس بدین ژرف دریا رسید
رهی دید کزوی رهائی ندید ۳

فرو رفت و گفت آفرین بر کسی
که کالای کشتی ندارد بسی ۴

چه باید گرانباریی ساختن
که باید به دریا در انداختن ۵

جهان خانه وحش بود از نخست
در او بانوا هر گیاهی که رست ۶

ز کوه گران تا به دریای ژرف
چه و بام او شد به باران و برف ۷

چو شد آهوی گور آدم پدید
گریزنده شد گور و آهو رمید ۸

من آن وحشی آهو کز دست زور
به پای خودم رفت باید به گور ۹

درین ره پناه خود از هیچ‌کس
نسازم جز از پاک یزدان و بس ۱۰

شما نیز چون عزم راه آورید
به پاکیزه یزدان پناه آورید ۱۱

درین گفتنش خواب خوش باز برد
سخن را چه خسبانم او نیز مرد ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۴۲ - انجامش روزگار ارسطو
گوهر بعدی:بخش ۴۴ - انجامش روزگار افلاطون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.