خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی رنج هجران و زندان نیز برایش شیرین است، چرا که به عشق معشوق میارزد. او از درد فراق و اشتیاق دیدار مینالد و خود را به ابزاری مانند قلم و سرمه تشبیه میکند که در خدمت معشوق است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۱ - آمدم بار دگر بر سر پیمان شما
آمدم بار دگر بر سر پیمان شما
که ندارم پس ازین طاقت هجران شما ۱
بر سرم افسر شاهی نبود خوشتر از آنک
دست و پا بسته به زنجیر به زندان شما ۲
چون دوات ار چکد از دیده ی من خون سیاه
سر بپیچم چو قلم از خط فرمان شما ۳
سرمه ی روشنی دیده ی غم دیده کنم
گرد خاک کف پای سگ دربان شما ۴
صدف گوهر شهوار کند جزع مرا
چون شود خنده زنان لعل درافشان شما ۵
گر ز سودا نبود پس ز چه روی ابن یمین
می کشد این همه صفرا ز رقیبان شما ۶
که ندارم پس ازین طاقت هجران شما ۱
بر سرم افسر شاهی نبود خوشتر از آنک
دست و پا بسته به زنجیر به زندان شما ۲
چون دوات ار چکد از دیده ی من خون سیاه
سر بپیچم چو قلم از خط فرمان شما ۳
سرمه ی روشنی دیده ی غم دیده کنم
گرد خاک کف پای سگ دربان شما ۴
صدف گوهر شهوار کند جزع مرا
چون شود خنده زنان لعل درافشان شما ۵
گر ز سودا نبود پس ز چه روی ابن یمین
می کشد این همه صفرا ز رقیبان شما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:قصاید
گوهر بعدی:شماره ۲ - ای تو از حسن در جهان سمرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.