خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از زلف یار و پیچیدگیهای آن به عنوان نمادی از مشکلات عشق یاد میکند و از غم و رنجهای عشق، رقیبان و ناپایداری شرایط مینالد. همچنین، به آرزوی رهایی از بند عشق اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۱۷۰ - اگر زلف تو خم در خم نبودی
اگر زلف تو خم در خم نبودی
مرا حال این چنین در هم نبودی ۱
غمی دارم ز زلفت یادگاری
بلا بودی اگر این هم نبودی ۲
کجا رفت آنکه در خلوتگه راز
به جز ما و تو کس محرم نبودی ۳
غم از جور رقیبان است در عشق
اگر از یار بودی، غم نبودی ۴
رهایی جستی از بند تو شاهی
بنای عشق اگر محکم نبودی ۵
مرا حال این چنین در هم نبودی ۱
غمی دارم ز زلفت یادگاری
بلا بودی اگر این هم نبودی ۲
کجا رفت آنکه در خلوتگه راز
به جز ما و تو کس محرم نبودی ۳
غم از جور رقیبان است در عشق
اگر از یار بودی، غم نبودی ۴
رهایی جستی از بند تو شاهی
بنای عشق اگر محکم نبودی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - لب شیرین شکرخند داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.