خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غنایی، زیبایی معشوق و احساسات شاعرانه را توصیف میکند. شاعر از عشق و شراب عاشقی سخن میگوید و غم و اندوه ناشی از فراق و دلبستگی را بیان میکند. همچنین، فضایی رویایی و خیالانگیز در شعر به چشم میخورد.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ادبی، آن را برای مخاطبان با درک ادبی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۱۶۵ - زهی روی تو روشن آفتابی
زهی روی تو روشن آفتابی
خطت بر لاله از سنبل نقابی ۱
میانت را که میدیدیم و آن چشم
تو پنداری خیالی بود و خوابی ۲
شراب عاشقی تا نوش کردم
بآسایش نخوردم دیگر آبی ۳
غم زلف و رخت را شرح دادن
شبی باید دراز و ماهتابی ۴
شبی در کلبه تاریک شاهی
قدم نه همچو گنجی در خرابی ۵
خطت بر لاله از سنبل نقابی ۱
میانت را که میدیدیم و آن چشم
تو پنداری خیالی بود و خوابی ۲
شراب عاشقی تا نوش کردم
بآسایش نخوردم دیگر آبی ۳
غم زلف و رخت را شرح دادن
شبی باید دراز و ماهتابی ۴
شبی در کلبه تاریک شاهی
قدم نه همچو گنجی در خرابی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - ای شمع رخسار ترا، تابی به هر کاشانه ای
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - تا دل به غم عشق گرفتار نیابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.