خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر پایهی مفاهیمی مانند حقشناسی، ذکر خداوند، بیاعتنایی به دنیا و وحدت وجود سروده شده است. شاعر از پیر مغان و دیر او یاد میکند و بر اهمیت ذکر خدا تأکید دارد. همچنین، از بیثباتی دنیا و گذرا بودن ملک سلیمان سخن میگوید و مخاطب را به بیاعتنایی به غیر خدا دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی موجود در شعر نیاز به دانش پیشزمینه دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۱۴۵ - ما حق شناس پیر مغانیم و دیر او
ما حق شناس پیر مغانیم و دیر او
خالی نه ایم یک نفس از ذکر خیر او ۱
می خور برغم دهر، که خون تو میخورند
کیوان دیر دور و مه زود سیر او ۲
ساقی بیا که ملک سلیمان بباد رفت
خالی فضای دشت و در از وحش و طیر او ۳
کس تهمت دویی ننهد آفتاب را
ای دل بدوز دیده غیرت ز غیر او ۴
شاهی، ز پیر مکیده بستان پیاله ای
سرمست بگذر از در دیرینه دیر او ۵
خالی نه ایم یک نفس از ذکر خیر او ۱
می خور برغم دهر، که خون تو میخورند
کیوان دیر دور و مه زود سیر او ۲
ساقی بیا که ملک سلیمان بباد رفت
خالی فضای دشت و در از وحش و طیر او ۳
کس تهمت دویی ننهد آفتاب را
ای دل بدوز دیده غیرت ز غیر او ۴
شاهی، ز پیر مکیده بستان پیاله ای
سرمست بگذر از در دیرینه دیر او ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۴ - باده گلرنگست و ساقی یار و نوروزی چنین
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶ - عیسی دم است یار و دلم ناتوان از او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.