خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعات عشق، صبر، رنجهای عاشقانه و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و تأکید میکند که ارباب عشق را نباید مورد سرزنش قرار داد. همچنین، او به ناتوانی زبان در بیان احساسات عمیق و ناپایداری دنیا اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۱ - چو کلک صنع چنین رفت بر صحیفه «کن »
چو کلک صنع چنین رفت بر صحیفه «کن »
مگیر خرده بر ارباب عشق و عیب مکن ۱
خراش سینه من باورت کجا افتد
که رنج بینی اگر پشت خاری از ناخن ۲
حدیث قد تو گفتن، به شرح ناید راست
ز باغ سدره نهالیست کوتهی سخن ۳
خیال خال تو آسایش دلست، از آن
به داغ تازه مداوا کنند ریش کهن ۴
بپای خم سر خود گر نمی نهی، شاهی
امید عیش مدار از جهان بی سر و بن ۵
مگیر خرده بر ارباب عشق و عیب مکن ۱
خراش سینه من باورت کجا افتد
که رنج بینی اگر پشت خاری از ناخن ۲
حدیث قد تو گفتن، به شرح ناید راست
ز باغ سدره نهالیست کوتهی سخن ۳
خیال خال تو آسایش دلست، از آن
به داغ تازه مداوا کنند ریش کهن ۴
بپای خم سر خود گر نمی نهی، شاهی
امید عیش مدار از جهان بی سر و بن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - تا خط تو برطرف مه آورد شبیخون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.