خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناکامی در عشق و بیتوجهی معشوق میگوید. او با استفاده از تصاویری مانند بلبل زار، سرو آزاد، و باغ رنگین، احساس تنهایی و بیمهری را بیان میکند. همچنین، به مقایسهای بین مجنون و عاشق واقعی اشاره میکند و تأکید دارد که عاشق واقعی هرگز مانند مجنون رفتار نمیکند. در پایان، شاعر از اشک و آه آتشین سخن میگوید که به خاک تبدیل شده و در کوی معشوق پراکنده میشود.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۷ - در این گلشن چه سازد بلبل از زاری و فریادش
در این گلشن چه سازد بلبل از زاری و فریادش
چو سوی عاشقان میلی ندارد سرو آزادش ۱
خوش است این باغ رنگین، لیک نتوان دل در او بستن
که بوی آشنایی نیست در نسرین و شمشادش ۲
چنین کان غمزه را تعلیم شوخی میدهد چشمت
بگو: آتش به عالم زن، که استاد است استادش ۳
اگر مجنون به درد و داغ عشق افتاد یکچندی
ولی در عاشقی هرگز چنین کاری نیفتادش ۴
گر آب چشم و آه آتشینی بود شاهی را
کنون خاک است و در کوی تو هر سو می برد بادش ۵
چو سوی عاشقان میلی ندارد سرو آزادش ۱
خوش است این باغ رنگین، لیک نتوان دل در او بستن
که بوی آشنایی نیست در نسرین و شمشادش ۲
چنین کان غمزه را تعلیم شوخی میدهد چشمت
بگو: آتش به عالم زن، که استاد است استادش ۳
اگر مجنون به درد و داغ عشق افتاد یکچندی
ولی در عاشقی هرگز چنین کاری نیفتادش ۴
گر آب چشم و آه آتشینی بود شاهی را
کنون خاک است و در کوی تو هر سو می برد بادش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - ای دوست، شبی به کوی ما باش
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - دلم که چشم تو هر لحظه میزند تیرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.