خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و درد دوری معشوق میگوید و از یادآوری او خوشحال است. او از توجه مردم به معشوق و غبار کوی او سخن میگوید و در نهایت، از ناامیدی و اشکهای خود شکایت میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۲ - نصیب من ز تو گر درد و آه می آید
نصیب من ز تو گر درد و آه می آید
خوشم که یاد منت گاهگاه می آید ۱
تو میروی و ز هر جانبی خلایق شهر
پی نظاره شتابان که: شاه می آید ۲
غبار کوی تو در چشم دیده ام، زانست
که سرمه در نظرم خاک راه می آید ۳
نیاز من به چه در معرض قبول افتد
به ملتی که عبادت گناه می آید ۴
ز اشک خویش شکایت کجا برد شاهی
چو آب تیره اش از پیشگاه می آید ۵
خوشم که یاد منت گاهگاه می آید ۱
تو میروی و ز هر جانبی خلایق شهر
پی نظاره شتابان که: شاه می آید ۲
غبار کوی تو در چشم دیده ام، زانست
که سرمه در نظرم خاک راه می آید ۳
نیاز من به چه در معرض قبول افتد
به ملتی که عبادت گناه می آید ۴
ز اشک خویش شکایت کجا برد شاهی
چو آب تیره اش از پیشگاه می آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آید
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - زلف تو سراسر شکن و تاب نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.