خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، رنجهای عاشقانه، انتقاد از ریاکاری و زهد دروغین سخن میگوید. شاعر از یار خشمگین، عشق نافرجام، و بیاعتباری دنیا مینالد و به مفاهیمی مانند صبر، عشق حقیقی و نقد اجتماع میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات انتقادی یا عاشقانه برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۸۴ - آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
دی سنبلش ز تاب می آشفته رنگ بود ۱
ای واعظ، ار حدیث تو ننشست در ضمیر
عیبم مکن، که گوش بر آواز چنگ بود ۲
عمری چو خاک، بر سر کویت شدم مقیم
آخر ز رهگذار تو بادم بچنگ بود ۳
فرهاد را ز میوه شیرین، حلاوتی
روزی نشد که لایق دیوانه سنگ بود ۴
تیغ از چه بود بر صف دلها کشیدنت؟
با لشکر شکسته چه حاجت به جنگ بود؟ ۵
شاهی سیاه نامه شد و رند و عشقباز
بگذاشت نام زهد ریایی، که ننگ بود ۶
دی سنبلش ز تاب می آشفته رنگ بود ۱
ای واعظ، ار حدیث تو ننشست در ضمیر
عیبم مکن، که گوش بر آواز چنگ بود ۲
عمری چو خاک، بر سر کویت شدم مقیم
آخر ز رهگذار تو بادم بچنگ بود ۳
فرهاد را ز میوه شیرین، حلاوتی
روزی نشد که لایق دیوانه سنگ بود ۴
تیغ از چه بود بر صف دلها کشیدنت؟
با لشکر شکسته چه حاجت به جنگ بود؟ ۵
شاهی سیاه نامه شد و رند و عشقباز
بگذاشت نام زهد ریایی، که ننگ بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - عمری دهان تنگ توام در خیال بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.