خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دلبستگی و رنجهای عشق سخن میگوید. او از نگاه جادویی معشوق، درد فراق، و تأثیر عمیق عشق بر دل خود مینویسد. همچنین، اشارهای به مفاهیم معنوی مانند فردوس و زاهد دارد که نشاندهندهی بعد عرفانی شعر است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، درک شعر را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۴۰ - وقتی دل آواره در آن کو گذری داشت
وقتی دل آواره در آن کو گذری داشت
با نرگس جادوی تو پنهان نظری داشت ۱
گفتی: خبر دوست شنیدی چه شدت حال؟
اینها ز کسی پرس که از خود خبری داشت ۲
دل ناوک مژگان ترا سینه سپر کرد
پیکان تو چون با دل آزرده سری داشت ۳
زاهد بهوای حرم از کوی تو شد دور
خود کوی تو در روضه فردوس دری داشت ۴
صد چاک شد از دست فراقت دل شاهی
چون لاله، که با داغ تو خونین جگری داشت ۵
با نرگس جادوی تو پنهان نظری داشت ۱
گفتی: خبر دوست شنیدی چه شدت حال؟
اینها ز کسی پرس که از خود خبری داشت ۲
دل ناوک مژگان ترا سینه سپر کرد
پیکان تو چون با دل آزرده سری داشت ۳
زاهد بهوای حرم از کوی تو شد دور
خود کوی تو در روضه فردوس دری داشت ۴
صد چاک شد از دست فراقت دل شاهی
چون لاله، که با داغ تو خونین جگری داشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - صبا تا ز زلف تو بویی نداشت
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - عمر بگذشت و دلم جز عاشقی کاری نیافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.