خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و ناامیدی از بهبودی میگوید. او احساس میکند که چیزی جز اندوه و دود از آتش عشق باقی نمانده است. روزهای خوش گذشته به پایان رسیده و تنها یادگار آنها، غم و میآلودگی است. طبیب نیز از درمان او ناامید شده و شاعر بهظاهر از زندگی و جفاهایش خسته است.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند ناامیدی، غم و یأس است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است بر روحیه آنها تأثیر منفی بگذارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶ - مرا در عشق بهبودی نمانده است
مرا در عشق بهبودی نمانده است
ز سودای بتان سودی نمانده است ۱
دلم رفته است و آهی مانده بر جای
از آن آتش بجز دودی نمانده است ۲
سر آمد روز عیش و یادگارش
بجز دلق می آلودی نمانده است ۳
طبیب از ما عنان بر تافت، گویی
که هیچ امید بهبودی نمانده است ۴
بکش تیغ جفا در خون شاهی
کز اینش بیش مقصودی نمانده است ۵
ز سودای بتان سودی نمانده است ۱
دلم رفته است و آهی مانده بر جای
از آن آتش بجز دودی نمانده است ۲
سر آمد روز عیش و یادگارش
بجز دلق می آلودی نمانده است ۳
طبیب از ما عنان بر تافت، گویی
که هیچ امید بهبودی نمانده است ۴
بکش تیغ جفا در خون شاهی
کز اینش بیش مقصودی نمانده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.