خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از درد عشق و فراق مینالد و از معشوق میخواهد که به یاد او باشد و رحمتی کند. او خود را سگ کوی معشوق میخواند و از غم و تنهایی میگوید، اما در عین حال به عشق به عنوان یک نیروی متعالی اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'سگ کوی توایم' و 'خون جگر خوردن' ممکن است نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و عرفان داشته باشد.
شماره ۱۳ - خرابیم، از دل ای بیرحم گه گه یاد کن ما را
خرابیم، از دل ای بیرحم گه گه یاد کن ما را
سگ کوی توایم، آخر به سنگی شاد کن ما را ۱
دلم بار دگر لاف علامی میزند جایی
بیا ای غم به مرگ تو مبارک باد کن ما را ۲
درت کعبه است و ما ارباب حاجت، رحمتی فرما
رخت عید است و ما زندانیان، آزاد کن ما را ۳
به تنهایی بسی خون جگر خوردیم با یادت
تو هم چون با حریفان باده نوشی، یاد کن ما را ۴
نمی دانم چو شاهی غیر عشق این پارسا کاری
خدا را گر تو میدانی بیا ارشاد کن ما را ۵
سگ کوی توایم، آخر به سنگی شاد کن ما را ۱
دلم بار دگر لاف علامی میزند جایی
بیا ای غم به مرگ تو مبارک باد کن ما را ۲
درت کعبه است و ما ارباب حاجت، رحمتی فرما
رخت عید است و ما زندانیان، آزاد کن ما را ۳
به تنهایی بسی خون جگر خوردیم با یادت
تو هم چون با حریفان باده نوشی، یاد کن ما را ۴
نمی دانم چو شاهی غیر عشق این پارسا کاری
خدا را گر تو میدانی بیا ارشاد کن ما را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - بسوخت آتش عشق تو بیگناه مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - زلف تو در کمند جنون می کشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.