خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از عشق، فراق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از درد دوری معشوق و نالههایش میگوید و زیبایی معشوق را با عناصر طبیعی مانند سرو و لاله مقایسه میکند. همچنین، ترس از هجران و تلخی روزگار نیز در آن نمایان است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۳ - لبالب است ز خون جگر پیاله ی ما
لبالب است ز خون جگر پیاله ی ما
دم نخست چنین شد مگر حواله ی ما ۱
بر آستان تو شبها رود که مردم را
به دیده خواب نیاید ز آه و ناله ی ما ۲
ز قد و روی تو شرمنده باغبان می گفت:
که آب و رنگ ندارند سرو و لاله ی ما ۳
به روز وصل تو از بیم هجر میترسم
که زهر می دهد ایام در نواله ی ما ۴
چو گل به وصف رخت جامه چاک زد شاهی
به هر کجا ورقی رفت از رساله ی ما ۵
دم نخست چنین شد مگر حواله ی ما ۱
بر آستان تو شبها رود که مردم را
به دیده خواب نیاید ز آه و ناله ی ما ۲
ز قد و روی تو شرمنده باغبان می گفت:
که آب و رنگ ندارند سرو و لاله ی ما ۳
به روز وصل تو از بیم هجر میترسم
که زهر می دهد ایام در نواله ی ما ۴
چو گل به وصف رخت جامه چاک زد شاهی
به هر کجا ورقی رفت از رساله ی ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلها
گوهر بعدی:شماره ۴ - ابر آمد و بگریست بر اطراف چمنها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.