خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و وفای شاعر به معشوق یا شیخ شهر است. شاعر از سرنوشت محتوم خود سخن میگوید و از تقصیرهای خود شرمسار است، اما به لطف معشوق امیدوار است. او خرابات و کلبه خود را بهشتی میداند و از تربت شاه (احتمالاً اشاره به مقبرهای مقدس) به عنوان نماد وفا یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آنها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱ - ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما
ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما
این حرف شد ز روز ازل سرنوشت ما ۱
کارم به سینه تخم وفای تو کشتن است
خود عقل خنده میزند از کار و کشت ما ۲
ما شرمسار مانده ز تقصیرهای خویش
لطف تو خود نمی نگرد خوب و زشت ما ۳
ای شیخ شهر اگر به خرابات بگذری
رشک آیدت ز کلبه ی همچون بهشت ما ۴
بخرام سوی تربت شاهی که بشنوی
بوی وفا ز طینت عنبر سرشت ما ۵
این حرف شد ز روز ازل سرنوشت ما ۱
کارم به سینه تخم وفای تو کشتن است
خود عقل خنده میزند از کار و کشت ما ۲
ما شرمسار مانده ز تقصیرهای خویش
لطف تو خود نمی نگرد خوب و زشت ما ۳
ای شیخ شهر اگر به خرابات بگذری
رشک آیدت ز کلبه ی همچون بهشت ما ۴
بخرام سوی تربت شاهی که بشنوی
بوی وفا ز طینت عنبر سرشت ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:شماره ۲ - بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.