متن دربارهی سه مفهوم لوائح، لوامع و طوالع است که به ترتیب به معانی برقهای زودگذر، نورهای پایدارتر و روشناییهای قویتر و ماندگارتر هستند. این مفاهیم به حالات مختلف معرفت و کشف در دل انسانها اشاره دارند که گاه زودگذر و گاه پایدارترند. متن با استفاده از اشعار و تمثیلهای مختلف، این مفاهیم را شرح میدهد و تأکید میکند که برخی از این حالات اثری پایدار از خود به جا میگذارند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به دانش و تجربهی بالایی دارد. همچنین استفاده از اصطلاحات تخصصی و اشعار قدیمی ممکن است برای خوانندگان جوان دشوار باشد.
بخش ۱۶ - لوائح و طَوالِع و لوامِعْ
یا اَیُّها الْبَرْقُ الَّذی یَلمَعُ
مِن اَیِّ اَکْنافِ السما تَسْطَعُ ۲
باوّل لوائح بود پس لوامع پس طوالع، لوائح چون برقی بود کی بتابد و پوشیده گردد و ناپدید شود چنانک شاعر گوید: ۳
فَافْتَرَقْنا حَوْلاً فَلَمّا الْتَقَینا
کانَ تَسْلیمُهُ عَلیَّ وَداعاً ۴
و دیگر همی گوید: ۵
یا ذا الَّذی زارَ و ما زارا
کاَنَّهُ مُقْتَبِسٌ نارا ۶
مَرّ ببابِ الدّارِ مُسْتَعْجِلاً
ما ضَرَّهُ لو دَخَلَ الدّارا ۷
لوامع پیداتر بود از لوائح و زوالش بدین زودی نباشد دو وقت یا سه وقت بماند ولیکن چنان بود کی گفته اند درین معنی. شعر: وَالْعَیْنُ باکیةٌ لَمْ تُشْبِعِ النَظرا. چون بتابد ز تو منقطع کند ترا و جمع کند بخود ولیکن هنوز نور روز تمام نشده باشد کی لشکر شب بر وی تاختن آرد چنانک گفته اند شعر: ۸
فَاللَّیْلُ یَشْمَلُنا بفاضِلِ بُرْدِهِ
وَالصُّبْحُ یُلْحِفُنا رداءً مُذْهَبا ۹
و طوالع باقی تر بود و سلطان او قوی تر بود و تاریکی بهتر برد و تهمت از او رمیده تر بود و سلطان او قوی تر بود ولیکن بر خطر فرو شدن بود بقاءِ او دائم نبود و بیم ارتحالش بود و حال فرو شدنش دراز بود و این معنیها کی از لوائح و لوامع و طوالع است مختلف اند بحکم، برخی ازو چون برفت هیچ اثر نماند چون ستارگان سیّاره کی چون فرو شد گوئی دائم شب بودست و برخی اند که از ایشان اثر ماند اگر رقمش برخیزد المش بماند، و اگر نورش فرو شود آثارش بماند، خداوند او پس از سکون غلبات او اندر روشنائی برکات او همی زید، تا آنگاه که دیگر بار بتابد وقتش آسان بود بانتظار معاودتش بدان زندگانی همی کند کی بیابد وقت بودنش. ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.