خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی بر اهمیت عشق و وصال معشوق تأکید دارد و دنیا و آخرت را در برابر این عشق بیارزش میداند. شاعر از فنا در عشق به عنوان فخر یاد میکند و خودی و هستی را ننگ میداند. نیاز و فروتنی را ویژگی عاشقان میداند و از اسارت در زلف معشوق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند فنا و نیستی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲ - مرا با دوزخ و جنت چه کار است
مرا با دوزخ و جنت چه کار است
مراد عاشقان دیدار یار است ۱
دلی کز هر دو عالم نیست یکتا
کجا در مجلس وصل تو بار است ۲
بده ساقی ز جام بیخودی می
که از ننگ خودی جان در خمار است ۳
فنا و نیستی در عشق فخرست
ز هستی عاشقانرا ننگ و عار است ۴
ترا خو ناز و استغنا و ما را
نیاز و عجز و مسکینی شعار است ۵
دگر از ما رخش پنهان ندارد
بزلفش جان ما را این قرار است ۶
بدام زلف او جان اسیری
گرفتار بلای بیشمار است ۷
مراد عاشقان دیدار یار است ۱
دلی کز هر دو عالم نیست یکتا
کجا در مجلس وصل تو بار است ۲
بده ساقی ز جام بیخودی می
که از ننگ خودی جان در خمار است ۳
فنا و نیستی در عشق فخرست
ز هستی عاشقانرا ننگ و عار است ۴
ترا خو ناز و استغنا و ما را
نیاز و عجز و مسکینی شعار است ۵
دگر از ما رخش پنهان ندارد
بزلفش جان ما را این قرار است ۶
بدام زلف او جان اسیری
گرفتار بلای بیشمار است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - یارم چو بناز و عشوه برخاست
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - منادی در منادی این ندایست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.