این متن عرفانی و عاشقانه، بیانگر عشق و اشتیاق بیپایان به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا الهی باشد) است. شاعر در هر جایگاه و شرایطی، حتی در مکانهای مقدس مانند کعبه یا دیر، تنها همنشین خود را معشوق میداند. او عشق را نوشیده و مست آن است و جمال معشوق را در همه جا حاضر میبیند. متن همچنین به مقایسهای بین زاهد، که بهشت و حور را میطلبد، و عاشق، که تنها به دیدار معشوق مشتاق است، میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸ - مائیم و عشق و مهر و وفا هر کجا که هست
معشوق و ناز و جور و جفا هرکجا که هست ۱
زاهد به آرزوی بهشت است و حور عین
عاشق در اشتیاق لقا هرکجا که هست ۲
گر معتکف بکعبه و گر ساکنم به دیر
با ماست مونس دل ما هرکجا که هست ۳
صاحب نظر که دیده بروی تو باز کرد
بیند عیان جمال ترا هر کجا که هست ۴
یکذره نیست کز می عشق تو مست نیست
هشیار کو بماش نما هر کجا که هست ۵
تا پرتو جمال تو دیدم بچشم جان
هستم بیاد روی شما هرکجا که هست ۶
ای دل چو مست باده وصلی و بیخودی
میگو بخاص و عام صلا هرکجا که هست ۷
پرگاروار باش بره آهنین قدم
در جست وجوی اهل خدا هر کجا که هست ۸
زاندم که دید چان اسیری جمال دوست
باشد انیس نور و صفا هر کجا که هست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.