خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که از وجود خود هیچ نشان و نامی باقی نمانده، چرا که در دریای فنا غرق شده است. او با محو شدن از هستی خود، لباس بقا و عزت را از دست حبیب دریافت کرده است.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱ - از ما نبود نشان و نامی پیدا
از ما نبود نشان و نامی پیدا
زان رو که شدم غریق دریای فنا ۱
از هستی خود چو محو گشتم دیدم
از دست حبیب خلعت عز بقا ۲
زان رو که شدم غریق دریای فنا ۱
از هستی خود چو محو گشتم دیدم
از دست حبیب خلعت عز بقا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:غزلیات
گوهر بعدی:شماره ۲ - داری سر جور و بیوفائی با ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.