این شعر عاشقانه از شور و هیجان عشق سخن میگوید و تأثیر عمیق آن بر زندگی و نگرش شاعر را بیان میکند. عشق به عنوان نیرویی توصیف شده که دنیا و دین را تحتالشعاع قرار داده و زیبایی معشوق، همهچیز را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر با دیدن چهره معشوق، دانش عقل را بیارزش میداند و در همهجا نشانههایی از جمال معشوق میبیند. جهان پر از آشوب و شور عشق شده و حضور معشوق همهجا را فراگرفته است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و تمثیلهای عرفانی دارد.
شماره ۴۷۳ - چون عشق سراسیمه درآمد بمیانه
برد از غم دنیا و ز دینم بکرانه ۱
دلبر چو نقاب از رخ چون ماه برانداخت
دیدم بیقین دانش عقلست فسانه ۲
درهر چه نظر میکنم از روی حقیقت
از پرتو حسن تو در و هست نشانه ۳
شد عرصه آفاق پراز کوکبه عشق
تا شاهد رخسار تو آمد بمیانه ۴
عالم همه پرفتنه و غوغاست که آن یار
از خانه بصحرای جهان گشت روانه ۵
در کسوت اغیار چو بنمود رخ آن یار
ای قصه در آفاق جهان گشت ترانه ۶
بنمود بخود یار جمال رخ خود را
ما و تو اسیری بمیان بود بهانه ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.