خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی به توصیف عشق و شیدایی عاشقان به معشوق میپردازد. شاعر از تجلی معشوق در میان عاشقان، فداکاریهای آنان و جایگاه رفیع عشق سخن میگوید. همچنین، تأکید میکند که عاشقان در دو جهان بیهمتا هستند و عشق، پادشاهی بیزوال است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۴۲۴ - جلوه معشوق دیدم در لقای عاشقان
جلوه معشوق دیدم در لقای عاشقان
واله و شیدا ازآنم در هوای عاشقان ۱
در تجلی رخ معشوق و تاب حسن او
گر فنا شد جان ما بادا بقای عاشقان ۲
سرفراز کاینات آمد بملک هر دو کون
هر سری کو خاک ره شد زیر پای عاشقان ۳
گر بکوی عاشقان گشتم نثار ره، چه شد
صد هزاران جان و دل بادا فدای عاشقان ۴
آنکه با نام و نشان از وصل معشوق آمدست
دردو عالم کس نمی بینم ورای عاشقان ۵
رو مگردان از جفا و جور عشق و مهر کن
در میان جان و دل مهرو وفای عاشقان ۶
پادشاه تخت ملک عشق آمد لایزال
دل که باشد در جهان از جان گدای عاشقان ۷
از شراب وصل جانان گشت مست و بیخبر
جان که شیدای جهان شد در ولای عاشقان ۸
ای اسیری تا بکی داری نهان اسرار عشق
چون جهان پرگشت از صیت و صدای عاشقان ۹
واله و شیدا ازآنم در هوای عاشقان ۱
در تجلی رخ معشوق و تاب حسن او
گر فنا شد جان ما بادا بقای عاشقان ۲
سرفراز کاینات آمد بملک هر دو کون
هر سری کو خاک ره شد زیر پای عاشقان ۳
گر بکوی عاشقان گشتم نثار ره، چه شد
صد هزاران جان و دل بادا فدای عاشقان ۴
آنکه با نام و نشان از وصل معشوق آمدست
دردو عالم کس نمی بینم ورای عاشقان ۵
رو مگردان از جفا و جور عشق و مهر کن
در میان جان و دل مهرو وفای عاشقان ۶
پادشاه تخت ملک عشق آمد لایزال
دل که باشد در جهان از جان گدای عاشقان ۷
از شراب وصل جانان گشت مست و بیخبر
جان که شیدای جهان شد در ولای عاشقان ۸
ای اسیری تا بکی داری نهان اسرار عشق
چون جهان پرگشت از صیت و صدای عاشقان ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۳ - ای دل ار معشوق جویی باش یار عاشقان
گوهر بعدی:شماره ۴۲۵ - بس غریب و طرفه افتادست حال عاشقان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.