این متن عرفانی و فلسفی به بیان جایگاه متعالی انسان در جهان میپردازد. شاعر خود و انسان را به عنوان نسخه جامع جهان، مرکز دایره زمین، محور آسمان و جان جهان معرفی میکند. او از اسرار نهفته در حروف و دفتر هستی سخن میگوید و تأکید میکند که انسان هم ظاهر است و هم باطن، هم عیان است و هم نهان. در نهایت، شاعر به بینیازی از نام و نشان و رسیدن به گنج نهان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۰۰ - ما حاوی سرکن فکانیم
ما نسخه جامع جهانیم ۱
اسرار حروف دفتر کون
از خط رخ نگار خوانیم ۲
بیرون ز احاطه جهانیم
برتر ز زمین و از مکانیم ۳
ما مرکز دایره زمینیم
ما محور دور آسمانیم ۴
این جمله جهان مثال جسم است
ما جان جهان جان جانیم ۵
مائیم محیط هر دو عالم
بنگر که چه بحر بیکرانیم ۶
در ملک فنا اگر گدائیم
سلطان جهان جاودانیم ۷
آن گنج نهان بما عیان شد
ما خود بطلسم داستانیم ۸
از هر دو جهان کنار داریم
با آنکه همیشه در میانیم ۹
چون مظهر ظاهریم و باطن
هم عین عیان و هم نهانیم ۱۰
از ما مطلب نشان اسیری
از نام و نشان چوبی نشانیم ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.