خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از زبان شاعری است که از دام تن رها شده و به سوی معشوق الهی پرواز میکند. او از عظمت و زیبایی معشوق سخن میگوید و از فنا شدن در جمال او. شاعر به وحدت وجود اشاره میکند و میگوید که همه چیز بازتابی از جمال معشوق است. در نهایت، او از لطف الهی که راهنمایش شده است، سپاسگزاری میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۸۰ - زین دام تن گهی که چو شهباز برپرم
زین دام تن گهی که چو شهباز برپرم
بالی بهم زنم ز سماوات بگذرم ۱
نهصد هزار دوره عظمی ورای عرش
طیران کنم که جز برخ دوست ننگرم ۲
هر لحظه بحسن دگر صدهزار بار
بینم جمال عارض آن ماه پیکرم ۳
در هر تجلیی ز جمالش شوم فنا
کلی حجاب هستی خود را ز هم درم ۴
چندین هزار دور برآید در آن فنا
تا از بقای خویش کند زنده دلبرم ۵
از خلعت منی چو مرا یار عور ساخت
آنگه لباس هستی خود کرد در برم ۶
دیدم که هر چه هست منم، نیست هیچ غیر
هر ذره گشته پرده برروی انورم ۷
آئینه جمال جهان سوز روی ماست
از حیز عدم بوجود آنچه آورم ۸
حالات مابشرح نیاید اسیریا
تا لطف نوربخش جهان گشت رهبرم ۹
بالی بهم زنم ز سماوات بگذرم ۱
نهصد هزار دوره عظمی ورای عرش
طیران کنم که جز برخ دوست ننگرم ۲
هر لحظه بحسن دگر صدهزار بار
بینم جمال عارض آن ماه پیکرم ۳
در هر تجلیی ز جمالش شوم فنا
کلی حجاب هستی خود را ز هم درم ۴
چندین هزار دور برآید در آن فنا
تا از بقای خویش کند زنده دلبرم ۵
از خلعت منی چو مرا یار عور ساخت
آنگه لباس هستی خود کرد در برم ۶
دیدم که هر چه هست منم، نیست هیچ غیر
هر ذره گشته پرده برروی انورم ۷
آئینه جمال جهان سوز روی ماست
از حیز عدم بوجود آنچه آورم ۸
حالات مابشرح نیاید اسیریا
تا لطف نوربخش جهان گشت رهبرم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۹ - چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۱ - دو عالم پرتوی از نور ذانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.