خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و وصال یار خود سخن میگوید و بیان میکند که دیدار معشوق، زندگی او را سامان بخشیده است. او از زیبایی و جذابیت یار خود میگوید و عشق به او را بالاتر از بهشت و حور عین میداند. شاعر همچنین از بیوفایی معشوق گله میکند اما همچنان امیدوار است که رحمت معشوق شامل حالش شود.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۳۷۷ - بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم
بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم
بحمدالله ز دیدارش بسامان شد همه کارم ۱
ازآن روزی که روی تو درآمد در نظر مارا
بهشت و حور عین هرگز بدیده در نمی آرم ۲
مرا می لعل دلدارست و شاهد، ماه رخسارش
که دارد در جهان باری چنین عیشی که من دارم ۳
نمی بینی مگر زاهد چرا در ظلمت جهلی
که عالم غرق نورآمد ز مهر روی دلدارم ۴
کسی محرم نمی بینم که گویم رازهای دل
ز وصف حسن رخسارش ازآن گفتن نمی یارم ۵
چه خرمن ها که جانم را شود محصول از وصلش
چو دایم تخم عشق او بملک دل همی کارم ۶
اسیری از جفای او مکن زاری که ناگاهی
کند آن بیوفا رحمی به آه و ناله زارم ۷
بحمدالله ز دیدارش بسامان شد همه کارم ۱
ازآن روزی که روی تو درآمد در نظر مارا
بهشت و حور عین هرگز بدیده در نمی آرم ۲
مرا می لعل دلدارست و شاهد، ماه رخسارش
که دارد در جهان باری چنین عیشی که من دارم ۳
نمی بینی مگر زاهد چرا در ظلمت جهلی
که عالم غرق نورآمد ز مهر روی دلدارم ۴
کسی محرم نمی بینم که گویم رازهای دل
ز وصف حسن رخسارش ازآن گفتن نمی یارم ۵
چه خرمن ها که جانم را شود محصول از وصلش
چو دایم تخم عشق او بملک دل همی کارم ۶
اسیری از جفای او مکن زاری که ناگاهی
کند آن بیوفا رحمی به آه و ناله زارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۶ - در طریقت ره روانرا رهنمائی میکنم
گوهر بعدی:شماره ۳۷۸ - حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.