این متن عرفانی و شاعرانه بیانگر عشق و رندی، فنا در عشق الهی، وحدت وجود، و جایگاه عارف در عالم است. شاعر خود را عاشق، رند، و جانفشان میداند که از نام و نشان رهاست و در مسیر عشق الهی، همه مکانها (دیر، مسجد، خرابات) را منزلگاه شاه عشق میداند. او خود را آیتی از حسن الهی، جامع صورت و معنی، و مرکز عالم میخواند و از فنا در ذات الهی و بقای جاودان سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی اصطلاحات و مفاهیم مانند 'فنا' و 'وحدت وجود' ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۳۸ - ما عاشق و رند و جان فشانیم
بی نام و نشان ز هر نشانیم ۱
در کوی قلندری و رندی
در دردکشی چه داستانیم ۲
ما دیر و مساجد و خرابات
منزلگه شاه عشق دانیم ۳
ما آیت حسن جانفزایش
از مصحف کاینات خوانیم ۴
در بزم مجردان عشقش
سرحلقه جمله عاشقانیم ۵
هم جامع صورتیم و معنی
جان دو جهان و جان جانیم ۶
از خویش فنا شده بکلی
در عین بقای جاودانیم ۷
عنقای مقام قاف قربیم
شهباز فضای لامکانیم ۸
ما دور وجود رامداریم
ما مرکز گردش جهانیم ۹
ما عارف سر کنت کنزیم
ماواقف رمز کن فکانیم ۱۰
دریم گران بها اسیری
دریای محیط درفشانیم ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.