خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر اهل حال و عاشقان میپردازد. شاعر از جمال معشوق، عشق و وصال سخن میگوید و بر اهمیت حال و عرفان در برابر قیل و قال تأکید میکند. همچنین، از رندی و مستی در راه عشق و فراق و وصال یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارند.
شماره ۳۲۴ - هر زمان نوعی بچشم اهل حال
هر زمان نوعی بچشم اهل حال
می نماید حسن روی تو جمال ۱
حسن رویت را ز مرآت جهان
زاهد ار دیدی نبودی در ضلال ۲
دیده اهل بصیرت دیده است
حسن رخسار تو در حد کمال ۳
تا رباید جان و دل از عاشقان
هر نفس نوعی کند غنج و دلال ۴
گر هوای وصل معشوقت بود
از جفا و جور هجرانش منال ۵
در طریق اهل عرفان ای فقیه
حال می باید چه جای قیل و قال ۶
کرد جانم طی بیابان فراق
تا شدم آسوده در ملک وصال ۷
حالیا رندیم و مست جام شوق
تا چه خواهد بود کارم را مآل ۸
تا توئی با تو اسیری مانده است
کی ببزم وصل او یابی مجال ۹
می نماید حسن روی تو جمال ۱
حسن رویت را ز مرآت جهان
زاهد ار دیدی نبودی در ضلال ۲
دیده اهل بصیرت دیده است
حسن رخسار تو در حد کمال ۳
تا رباید جان و دل از عاشقان
هر نفس نوعی کند غنج و دلال ۴
گر هوای وصل معشوقت بود
از جفا و جور هجرانش منال ۵
در طریق اهل عرفان ای فقیه
حال می باید چه جای قیل و قال ۶
کرد جانم طی بیابان فراق
تا شدم آسوده در ملک وصال ۷
حالیا رندیم و مست جام شوق
تا چه خواهد بود کارم را مآل ۸
تا توئی با تو اسیری مانده است
کی ببزم وصل او یابی مجال ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۳ - جان ما مست می عشقست از روز ازل
گوهر بعدی:شماره ۳۲۵ - درد عشق آمد دوای درد دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.