این متن به زیباییهای معشوق و عشق الهی میپردازد. شاعر از جمال و حسن معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که عارفان به این زیبایی اعتراف دارند. او تأکید میکند که در دنیا چیزی جز یار وجود ندارد و عاشقان در مذهب عشق متحد هستند. همچنین، به تفاوت بین عاشقان (که بر فقر و نیستی تکیه دارند) و زاهدان (که در کبر و هستی خود غرق هستند) اشاره میشود. در نهایت، شاعر از وحدت وجود و انعکاس جمال معشوق در آینه دل سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.
شماره ۳۰۲ - بگرفت صیت حسن تو از قاف تا بقاف
تا او فتاد پرتو رویت بنون و کاف ۱
آئینه جمال تو دیدیم هرچه بود
عارف کسی بود که بدین دارد اعتراف ۲
یارست هرچه هست درین دار غیر نیست
برحق چرا تو نسبت باطل کنی گزاف ۳
عشاق او بمذهب عشقند متفق
در دین عشق کفر بود گر کنی خلاف ۴
بر فقر و نیستی است تولای عاشقان
زاهد ز کبر و هستی خود این همه ملاف ۵
عنقای وحدتم همه جا قاف قرب ماست
مجموع کاینات مرا گشته کوه قاف ۶
آئینه دل تو چو صافست اسیریا
دارد همیشه میل ازین روبروی صاف ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.