خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد عشق و فراق می‌نالد و حالات عاشقانه و مستی ناشی از عشق را توصیف می‌کند. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود سخن می‌گوید و همچنین به مقایسه‌ای بین عارف و زاهد می‌پردازد.

متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۰۰ - دارم ز درد عشق تو بر دل هزار داغ

دارم ز درد عشق تو بر دل هزار داغ
مجروح عشق را ز دو عالم بود فراغ ۱

عارف چو راه یافت بخلوتگه شهود
شد پیش او جهان همه گلزار و باغ وراغ ۲

با آن قد چو طوبی و رخسار چون بهشت
دارم فراغت از گل و سرو و ز کشت و باغ ۳

مستم مدام و نیست ز هشیاریم خبر
بازم بعشوه چشم تو میگیردم ایاغ ۴

در راه جست و جوی بدم تا که یافتم
از ترک مست خویش ز هر ذره سراغ ۵

بشنو نوای بلبل جان از گل وصال
از گلشن دلت چو برون شد کلاغ و زاغ ۶

با زاهدان مگوی اسیری ز سر عشق
شکر مناسب است بطوطی نه با کلاغ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - چون گشت مه روی تو طالع ز مطالع
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - گر بگرد کعبه کوی تو باشد یک طواف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.